اسكندر بيگ تركمان

346

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

شهزاده عاليمقدار و قرار صلح و صلاح به خدمت نواب جهانبانى فرستاد . ولى آقا در بلدهء گنجه بپايهء سرير اعلى رسيده ابلاغ رسالت كرد او را در منزل عليقليخان سپرده كمال اعزاز و احترام بتقديم رسيد و فرهاد پاشا بارز روم رفته در آنجا قشلاق كرده منتظر ورود ايلچى و آوردن شاهزاده بود و مكررا مكاتيب نوشته اعلام كرد كه نوعى نمايند كه قبل از آنكه در سال آينده حركت لشكر روم واقع شود ايلچى خود را با نامهء دوستى و تحف و هداياء لايق و شهزادهء نامدار روانه نمايند كه وسيلهء مراجعت اين جانب بوده باشد تا دامن در ميان زده بدرگاه اعلى پادشاهى رفته مقدمات صلح را استحكام دهد و نوعى نمايد كه حضرت خواندگار ولايت تبريز را دانسته بشهزاده مسلم دارد . نواب جهانبانى بر وجه مذكور بامر خير انجام مصالحه راغب گشته قرار يافت كه عنان عزيمت بصوب عراق معطوف داشته در آنجا يراق و اسباب شهزاده را سامان و سرانجام داده با ايلچى كاردان و نامهء صداقت بنيان روانهء مقصد نمايد . چون ميل سير اصفهان كه از منزهات جهان و بلاد مشهورهء ايران است و بسركار عالى آن حضرت اختصاص داشت بسيار داشتند و در خاطر خطير تصور يافته بود كه متوجه اصفهان گردد و چند روزى در آن بلدهء دلگشا بعشرت و شادكامى پرداخته خاطر شريف را از مشاغل روزگار آسودگى بخشد و مهمات فارس و كرمان و يزد و آن حدود را نيز كه در اقتدار طايفهء افشار و ذوالقدر بود و به جهت هر گونه حوادث مختل گشته حكام خود رأى آن محال سر از گريبان خودسرى و طغيان برآورده بودند انتظامى دهد امام قلى خانرا بخلاع فاخره و نوازشات وافره سربلندى داده مجددا نيك و بد مهمات سرحد قراباغ را بعهدهء اهتمام او كرده ساير معاملات آذربايجان را موقوف بامر مصالحه كردند كه بعد از آنكه آن امر خير انجام سرانجام يابد در هر باب بدانچه صلاح دين و دولت باشد به عمل آيد بدين عزيمت از بلدهء گنجه كوچ كرده در ابو شحمه نام محلى نزول اجلال واقع شد درين اثنا از نيرنگسازى چرخ شعبده باز قضيهء شهادت آن شاهزادهء كامكار بوقوع پيوست . ذكر شهادت يافتن آن نونهال چمن دولت و كامرانى اعنى نواب جهانبانى بتيغ غدر سركردهء مدبران ناپاك خداويردى دلاك از تأثيرات انجم و افلاك چون عادت سپهر جفاكار و اقتضاى فلك كجرفتار هميشه آن بوده و هست كه هر نخل مرادى كه از جويبار عزت و علا سركشيده بثمرهء آرزو بارور گردد عنقريب از آفت صرصر بيداد حوادث دوران از پاى درآيد و هر ذيشوكتى كه با عروس دولت دست اعتناق در كمر زده هم آغوشى گزيند عاقبت در كيد و مكر شبروان وقايع روزگار شاهد مهر افروز امل را سه طلاق بر گوشهء چادر بسته بحرمان ابدى گرفتار آيد ما صدق اين مقاله قضيهء هايلهء شهادت شاهزاده غفران مآل اعنى نواب جهانبانى است كه در حدود گنجه از اقتضاى قضا بوقوع پيوست . شرح اين واقعهء غريبهء عبرت افزا آنكه چون عزيمت عراق تصميم يافته از گنجه طبل رحيل كوفته در چشمهء برنجرد نزول اجلال واقع شد در همان شب كه بيست و دويم شهر